ماورای بنفش
درباره وبلاگ


ای آنکه از تبار پاکانی، به وطنت ایران افتخار میکنی ، و این درست است ... اما آیا آنگونه خواهی بود و خواهی زیست که کشورت نیز به وجودت افتخار کند ... تاکنون در این راه چه کرده ای ؟ ای آنکه از تبار پاکانی ...

پيوندها
[Link_Title]




نويسندگان
نادیا

آخرین مطالب
[Post_Title]


 
دوشنبه 21 دی 1394 :: 10:44 :: نويسنده : mavarayebanafsh
 
 
 

تصویری داشتم

خیال کردم که در ساحل دریا با خدا قدم می زنم

در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم

همه جا دو رد پا بود

یکی از آن من ، دیگری جای پای خدا بود

به روی شن ها نگاه کردم

وقتی در آخرین تصویر زندگیم

دیدم گاهی فقط یک رد پا می بینم

دریافتم که اینها در سخت ترین موقع زندگیم بود

از خدا پرسیدم :

خدایا فرمودی : اگر به تو ایمان آوردم

هرگز تنهایم نخواهی گذاشت

چرا در سخت ترین موقع زندگیم ردپایی از تو نمیبینم

فرمود : فرزند عزیزم

چرا در آن اوقات رهایم کردی ؟

تو را دوست دارم

و هرگز تنهایت نگذاشتم و نخواهم گذاشت

اگر در سخت ترین اوقات فقط  یک ردپا می بینی

آن ردپای من است که تو را به دوش کشیده ام

تو را دوست دارم ای خداااااااااااااا


 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران